السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

851

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

عمر ديوارهاى آن است . . . ! ! ( عمر حيطانها ) اين جمله نيز باطل است از چند جهت : اوّل : قرار دادن « حيطان » براى شهر درست نيست . . . و از اين جهت اين لفظ در حديث ساختگى ديگرى « سورها » آمده است . و لكن جاعل آن هر سه نفر را « سور آن شهر » قرار داده با اين لفظ : « من شهر دانشم و ابوبكر و عمر و عثمان ديوار ( سور ) شهر و على در آن است ! ! . . . و مانند اين اختلاف‌ها در چنين اخبار ساختگى پرده درى مىكند و اسرارش را آشكار ، عيبش را نمايان و ننگش را اعلان مىنمايد . دوم : چگونه « عمر ديوارهاى آن » مىباشد در حالى كه همه‌ى مردم حتّى زنان خانه‌دار از او داناترند ؟ ! مگر عمر خود نگفت : « همه كس فقيه‌تر از عمر است » و آيا نگفت : « همه مردم فقيه‌تر از عمر هستند . » و مگر نگفت : « همه‌ى مردم از عمر فقيه‌ترند حتّى زنان ؟ » و آيا نگفت : « همه‌ى مردم داناتر از عمر هستند حتّى پيرزن‌ها » ؟ بلكه قرار دادن چنين شخصى به منزله‌ى ديوارهاى شهر ، موجب فرو ريختن شهر مىشود و باعث ويران شدن اساس دين مىگردد ، كه به اين مطلب هيچ فرد مميّزى ملتزم نمىشود ، چه رسد به رشديافتگان . سوم : چه بسيار است رخدادهايى كه عمر در آنها به اميرالمؤمنين عليه السلام مراجعه كرده است ، بلكه به گروهى از شاگردان حضرتش ، مانند ابن‌عبّاس ، و ابن‌مسعود ، بلكه اتّفاق افتاده كه به بعضى از اصحاب نادان مانند معاذبن‌جبل و عبدالرّحمان‌بن‌عوف هم مراجعه كرده است . پس چگونه جايز است چنين شخصى را ديوار شهر علم قرار داد ؟ اين جز جرأتى بسيار بزرگ از دروغ‌پردازان نيست ، آنان كه از خدشه واردكردن بر مقام پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در راه ستايش پيشوايانشان ترسى به خود راه نمىدهند . . . اين‌هم نسبت به عبارت « عمر ديوارهاى آن است » .